تبليغاتX
جامعه خوانسار قدیم

"قدیمی ترین مدرکی که از سابقه ی تاریخی خوانسار در دست است تاریخ مهاجرت دسته ای از اقوام یهود به خوانسار و سرگذشت آن ها ست که به زمان سلطنت کوروش کبیر می رسد و مدارک و گزارش های مربوط در همدان محفوظ مانده است."(دورنمای خوانسار٫ زهرایی)(همین مطلب در کتاب آقای میر محمدی نیز انعکاس یافته است.)

آقای زهرایی از منبعی صحبت می کند که هیچ اثری از آن در دست نیست. از مهاجرت دسته ای از یهودیان حرف می زند که هیچ سند تاریخی آن را به اثبات نمی رساند. به نظر می رسد ایشان نیز همانند بسیاری دیگرُ٫ در آن برهه ی زمانی که باستان گرایی به ویژه دوره ی هخامنشیان بیداد می کرد٫ سعی در تدوین تاریخی هر چند بی پایه برای این شهر بنماید. با این وجود هنوز جای تقدیر از ایشان است که همانند برخی تاریخ این شهر را به زمان حکومت های اسطوره ای پیشدادیان یا کیانیان نرسانده است.

در رابطه با ورود یهودیان به خوانسار به نظر می رسد همان سخن خودشان که در جایی از کتاب بیان می کنند  "در سال ۷۲۲ه.ق که تیمور لنگ به اصفهان حمله ور شد چند خانواده کلیمی از اصفهان و کاشان به خوانسار مهاجرت نمودند." صحیح باشد تا مهاجرت آن ها در زمان هخامنشیان.

 قدمت خوانسار با توجه به آثار موجود:

۱- شهرستان خوانسار:قدیمی ترین آثار موجود مربوط به اواسط یا شاید اواخر دوره ی اشکانی است که در ویست به دست آمده است. سفال های به دست آمده از این محوطه از نوع جلینگی است و با توجه به مطالعات و گفته های آقای ارنی هرینگ در کتاب سفال اشکانی این نمونه سفال از انواع رایج در غرب ایران بوده که از اواسط دوره ی اشکانیان به بعد به دست آمده و شاید تا اوایل دوران ساسانی نیز تولید آن ادامه داشته است.

بعد از تپه ویست قدیمی ترین آثار ٫ با توجه به گفته های شفاهی٫ مربوط به دوره ی ساسانی است که در تیدجان قرار دارد. با توجه به نوشته آقای زهرایی٫ در دامنه کوه تیر آتشکده یا معبدی به همین نام در آن جا بوده که تا زمان ایشان هنوز آثاری از آن پا بر جا بوده است و با توجه به همین نام بوده که اسم روستای تیدجان در آغاز تیرگان بوده است. هم چنین ایشان از سنگ قبری در قودجان  سخن به میان می آورند که دارای نوشته های پهلوی بوده است.

۲- شهر خوانسار:تاکنون در این شهر هیچ آثار مادی که مربوط به دوران قبل از اسلام باشد به دست نیامده است. قدمت این شهر بر اساس وجود دو امام زاده سید صالح و شاهزاده احمد شاید به قرون ۴-۵ ه.ق باز گردد. ولی از قرون ۶-۷ ه.ق است که آثار و شواهد بسیار از این شهر به دست آمده٫ که قبلن بیان شده است. در متون تاریخی نیز به هیچ وجه(بر اساس بررسی هایی که تاکنون صورت گرفته) قبل از این تاریخ اسمی از خوانسار برده نشده به جز در یک مورد که گفته می شود در قرن اول ه.ق حسن بن خانسار جربادقانی روایتی را از امام علی(ع) نقل کرده که در کتاب محاسن اصفهان ذکر شده است.

پس با توجه به موارد ذکر شده و با توجه به مدارک موجود باید گفت:

۱- قدمت شهرستان خوانسار به دوره اشکانیان می رسد.

۲- قدمت شهر خوانسار به دوران اسلامی باز می گردد.

نوشته شده توسط حسین صدیقیان در پنجشنبه 25 بهمن1386 ساعت 11:17 | لینک ثابت |

۱-تپه ویست:قدمت این تپه بر اساس سفال های به دست آمده از آن به دوره اشکانیان می رسد.

 سفال هایی که از این محوطه به دست آمده از نوع جلینگی است که از اواسط دوره اشکانیان به بعد در غرب ایران رایج می گردد.

۲-آتشکده هیکل:هنوز هیچ آثاری از این بنا به دست نیامده است و تنها بر اساس روایات شفاهی از وجود آن خبرداریم.در صورت وجود٬این بنا به احتمال مربوط به دوره ساسانی بوده که شاید تا اوایل اسلام پا بر جا بوده است.

۳-پل ساسون:بیشتر این پل فرو ریخته و تنها بخش کمی از آن باقی مانده است.این پل در دوره صفویه ساخته شده است.

۴-سنگ قبر های دختران پیر بکران قودجان:بر اساس نوع کتیبه های های کوفی به کار رفته در آن ها٬ به احتمال مربوط به قرن های ۴-۵ ه.ق هستند.البته هنوز این سنگ قبر ها بررسی دقیقی نشده اند.

۵-قلعه رحمت آباد:بنای این قلعه هنوز مطالعه نشده ولی بر اساس آن چه در متون آمده به احتمال مربوط به دوره صفوی است.

۶-محوطه باغ کل:بر اساس سفال های به دست آمده از آن مربوط به دوره ایلخانی است.

۷-بناهای صفوی شهر خوانسار:مسجد جامع-مدرسه مریم بیگم-مقبره بابا پیر-مقبره بابا ترک

بر اساس تمامی موارد ذکر شده قدمت این شهرستان٬ بر خلاف گفته های آقای میر محمدی که قدمت خوانسار را تا دوره هخامنشیان به عقب برده است٬بیشتر از ۲۰۰۰سال(دوره اشکانی) نیست.(در آینده به طور کامل به این موضوع می پردازم)

نوشته شده توسط حسین صدیقیان در یکشنبه 14 بهمن1386 ساعت 14:18 | لینک ثابت |

در تذکره شعرای خوانسار آمده، میرزا رضا ملقب به نظام الشریعه و متخلص به بدیع، فرزند محمد ازشعرای قرن گذشته است که در سال ۱۲۶۸ه.ق به دنیا آمد.وی خط رقاع و ثلث و نسخ را بسیار زیبا می نوشت و در خط نسخ استاد بود.قطعات و کتاب های خطی او کم نظیر و گران بها و تماشایی است. مدار زندگانی بدیع به کتابت و نویسندگی اسناد و قباله جات و حکاکی و تعلیم خط و مساحت اراضی می گذشت و در ساختن مرکب های برجسته وثابت مهارت داشت.کمال واقعی هنر وی در ساختن ماده تاریخ بوده و این کار را به درجه اعلا رسانیده است.وی در سال ۱۳۲۹ه.ق در ۶۰ سالگی به مرض ذات الریه مبتلا و درگذشت.

نوشته شده توسط حسین صدیقیان در چهارشنبه 10 بهمن1386 ساعت 15:33 | لینک ثابت |
حمله افغان ها به خوانسار و شورش مردم عليه آن ها:

...و هم چنين در قصبه خوانسار عوام شوريدند و جمعي از افاغنه را با حاكم و سرداري از ايشان كه وارد شده به جايي مي رفت در ميان گرفتند و در يك روز سه هزار تن را بكشتند.

نوشته شده توسط حسین صدیقیان در شنبه 6 بهمن1386 ساعت 9:54 | لینک ثابت |
این در نقطه کمال منبت کاری دوران شاه تهماسب صفوی است.کتیبه موجود در روی آن ساختش را به قاسم حسین خوانساری نسبت می دهد و امام جلال الدین را به عنوان وقف کننده آن معرفی می کند.وی در سال ۹۸۴ه.ق از طرف شاه تهماسب بیگلر بیگ منطقه(چیزی شبیه به فرماندار امروزی)شد.تاریخ اتمام در بر اساس کتیبه روی آن ۹۹۰ه.ق می باشد.

بر روی در انبوهی از منبت کاری کم عمق با نقوش اسلیمی و ختایی٬با یک نسبت برابر٬ ملاحظه می شود.

نوشته شده توسط حسین صدیقیان در چهارشنبه 3 بهمن1386 ساعت 9:22 | لینک ثابت |
 
business article