يکی از جشن هايی که بی گمان جشنی باستانی بوده جشن تيرگان است که در ميانه ی تابستان انجام می شد.اين جشن در کاربرد عامه به نام جشن تير و تشتر خوانده می شد و تشتر که بر گرفته از تيشتريه ی اوستايی است ايزد ستاره ی شعرای يمانی است٬ زيرا تيشتريه که احتمالا در دوره ی هخامنشيان با تيری که بر اوستا ناشناخته بود يکی دانسته شد٬ به ظاهر در اصل نبوی(nabu ) بين النهرين بود كه مادي ها و پارسي ها نيز آن را ايزد خود برگزيدند و به پرستش آن پرداختند.گويا سرشت و ويژگي تيرگان را پرستش تيشتريه كه ايزد باران بود تعيين كرده بود، زيرا كه تيرگان در اصل جشن باران بود؛ و يكي از آيين هاي زيباي جشن تيرگان اين بود كه زنان و كودكان النگوهاي هفت رشته از ابريشم هاي رنگارنگ كه بازنماي رنگين كمان بود به مچ دست خود مي بستند. در پايان جشن به جاي بلند مي رفتند و اين النگوها را به هوا پرتاب مي كردند تا باد آن ها را با خود ببرد.در تيرگان رسم چنين بود كه مردم به آب بازي مي پرداختند با يك ديگر شوخي مي كردند و در سراسر روز يكديگر را در آب فرو مي بردند. و اين جشن را با همين شادي و خوشي هنوز در روستاهاي زردشتي ايران جشن مي گيرند. گويي اهميت فراوان باران براي كشاورزان بود كه از تيرگان جشن بزرگي ساخت و آن را نگه داشت.(تيرگان يكي از سه جشن ايراني است كه در تلموداز آن ها نام رفته است.دو جشن ديگر كه از آن ها ياد شده نوروز و مهرگان است). به گفته بيروني ميان تيرگان و تيرانداز افسانه اي آرش پيوند حماسي وجود داشته است. گويا اين پيوستگي از اين اسطوره اوستايي بر مي خيزد كه مي گويد اين ايزد هر سال با شتاب به پرواز در مي آيد تا براي جهانيان باران بباراند .(واژه اوستايي براي تيره يعني تيغره در اواخر دوره ساساني نيز تلفظ مي گرديد و بدين گونه اين واژه اتفاقي پيوند تازه اي با تيري يافت كه نيز در اواخر دوره ي ساساني آن را تير مي گفتند).
"دیه تیرگان که امروز تیدجان یا به لهجه محلی تیجون نامیده می شود در دامنه کوه تیر واقع شده و قبل از اسلام یکی از مراکز دین زردشت بوده و آتشکده تیر در قله کوه تیر و معبدی به نام هیکل وجود داشته که آثار آن هنوز باقی است."
(دورنمای خوانسار٬فضل الله زهرایی)
کتاب آقای زهرایی تنها منبعی که در رابطه با وجود آتشکده یا به گفته صحیح تر معبد تیر در این شهرستان صحبت کرده است.در رابطه با مطلبی که بیان نموده اند ذکر چند نکته لازم است :
۱- تیر یا تیشتر(الهه باران) یکی از خدایان ایران باستان بوده که به دین زردشتی نیز وارد شده و یکی از بخش های کتب یشت ها به آن اختصاص دارد.(در پست بعدی به طور کامل به این امر پرداخته می شود)
۲- تاکنون در ایران بنایی که متعلق به این الهه باشد به دست نیامده است.
۳- در دین زردشتی هیچ گاه آب در کنار آتش قرار نمی گیرد پس نمی توان از کلمه آتشگاه برای الهه تیر استفاده کرد تنها می توان گفت معبد الهه تیر.
۴- هنوز هچ نظری در رابطه با وجود آتشکده هیکل و معبد تیر نمی توان داد٬ ولی با توجه به این که نام قدیم تیدجان به احتمال تیرگان بوده و نیز کوهی به نام تیر در این منطقه وجود داشته یا دارد٬ پس شاید بتوان تا حدودی با اطمینان بیشتر گفت معبدی به نام تیر در این منطقه وجود داشته است.
وجود چنین معبدی در ایران از اهمیت بسیار بالایی(در داخل و خارج کشور)برخوردار است٬ پس از تمامی همشهری های عزیز خود تقاضا دارم هرگونه اطلاعاتی که در مورد وجود چنین کوهی در تیدجان دارند را به اطلاع من یا مسئولان مربوطه برسانند.
"در ایران استفاده از لیوان و گیلاس بلوری متداول نیست.نوشابه ها را در قدح های بزرگ ریخته و کنار آن قاشق های چوبی (شبیه ملاقه) ظریف و زیبایی که دسته آن ها قریب ۳۰سانتی متر طول دارد بر سر سفره می گذارند.هر قدح قاشقی به همراه دارد و قاشق ها ظرفیت های متفاوتی دارند."
(سفرنامه دروویل٬اوایل قرن۱۹ میلادی)
یکی از صنایع دستی رایج و پر رونق در خوانسار قاشق تراشی بوده است.به واسطه وفور چوب و عدم استفاده از قاشق و چنگال فلزی در قدیم٬صنعت قاشق تراشی در این شهر از اهمیت و رونق بسیاری برخوردار بوده است.در قدیم قاشق های بزرگی برای نوشیدن مایعات از جنس چوب گلابی ساخته می شد که بسیار ظریف و پر گنجایش بوده و دسته آن به شکل دست٬ به کفه متصل می شد و به این مناسبت به قاشق دست دلبری معروف بوده است.روی برخی از آن ها اشعار مناسبی نوشته می شد٬از قبیل:
تیشه ها خوردم به سر فرهاد وار
تا رسیدم بر لب شیرین یار
در حال حاضر با وجود آن که استفاده از این قاشق ها منسوخ شده است هنوز به میزان بسیار محدود تولید آن ادامه دارد.
يكي از يهوديان سرشناس ساكن خوانسار در دوره قاجاريه(زمان فتحعلي شاه)بوده است.وي از ثروتمندان بزرگ اين شهر و مالك يكي از محله هاي آن به نام چهارباغ بوده است.پسر وي اسحاق رافائيل طبيب دربار قاجار بود.

