![]() |
![]() |
|
| آثار فرهنگی مادّی و غیر مادّی بر جای مانده از گذشتۀ خوانسار |
|
خوانسار شهری است
با تاریخ چند هزار ساله؟؟؟ این جمله را شاید بارها از دیدگان گذرانده باشید و زمانی که نام آتشکده هیکل آورده میشود مطمئن خواهید شد که خوانسار تاریخی چند هزار ساله دارد. اینکه شهرستان خوانسار قدمتی دستکم دو هزار ساله دارد بر کسی پوشیده نیست زیرا آثاری چون تپه ی اشکانی ویست و آتشکده ی مجهول الهویه هیکل در روستای تیدجان را دارد. ولی این پرسش پیش می آید که خود شهر خوانسار چه قدمتی دارد؟ اگر بخواهیم بر اساس آثار باستانی موجود شهر صحبت بنماییم، شاید نتوان قدمتی بیش از 300 یا 400 سال را برای آن در نظر گرفت زیرا قدیمی ترین آثار باستانی موجود شهر مانند مسجد جامع یا بناهای باباپیر و باباترک قدمتی بیش از این تاریخ ندارند. با این وجود در مورد بنای مسجد جامع بیان شده که قبل از سازهی فعلی، بنایی قدیمیتر در جای این مسجد وجود داشته است. البته اسناد معتبری نیز در میان است که به جز وقفنامه های خود مسجد اشاره به یک کاشی زرین فام موجود در مسجد شده که اکنون در جای دیگر است و موارد چندی دیگر. اگر این گفته و مواردی که به عنوان سند ارائه شده نیز مقبول واقع شود باز هم قدمت این مسجد و سپس شهر را نمی توان بیش از 600 یا 700 سال در نظر گرفت زیرا کاشی زرین فام ارائه شده مربوط به دوره ایلخانی بوده و باقی اسناد نیز مربوط به قبل از آن نیستند. پس ملاحظه می شود که بر اساس آثار باستانی موجود شهر نمی توان تاریخی قدیمی تر از دوره ایلخانی را برای آن در نظر گرفت. حال اگر به متون تاریخی نیز مراجعه گردد نیز وضع به همین منوال می باشد. از قدیمی ترین متونی که به خوانسار یا خانسار اشاره شده میتوان به معجم البلدان، جغرافیای حافظ ابرو و مراصد الاطلاع است که بین قرن 7 تا 9 ه.ق تألیف شده اند. متأسفانه قبل از این تاریخ نیز به هیچ روی اسمی از خوانسار یا شبیه آن، برده نشده است. حال با توجه به اسناد تاریخی و باستانشناسی موجود می توان بیان کرد که قدیمی ترین تاریخی که می توان برای این شهر در نظر گرفت، قرن 7-8 ه.ق است نه بیشتر. البته این موضوع بر اساس اسناد موجود است و شاید این شهر قدمتی بیش از این داشته باشد. اگر در مقام مقایسه با ویست، تیدجان و حتی گلپایگان باشیم که قدمتی بسیار بیشتر از خوانسار دارند، این احتمال به ذهن خطور می نماید که شاید قدمت استقرار در خوانسار هم دوره با این مناطق باشد ولی در گذشته های دورتر نامی غیر از خوانسار داشته است. اگر این فرضیه اساس کار ما قرار گیرد، تنها راه اثبات یا رد آن مراجعه به متون تاریخی است. در متون تاریخی قرن چهار هجری قمری مانند کتاب الخراج و هنگام ذکر راهها و منازل بین دو شهر کرج ابودلف (در شهر آستانه از توابع شهرستان شازند استان مرکزی) تا اصفهان اشاره به این منازل شده است: "از کرج تا خرماباد هفت فرسخ، از خرماباد با ابقیسه هفت فرسخ، از ابقیسه تا جرباذقان شش فرسخ، از جرباذقان تا قنوران هشت فرسخ، از قنوران (قنوان) تا مرج و زهر هفت فرسخ، از مرج و زهر تا ماربین چهار فرسخ، از ماربین تا ازمیران دوازده فرسخ و از ازمیران تا اصفهان سه فرسخ." (مشابه همین منازل با اندک تغییراتی در منابع دیگری همچون احسن التقاسیم و المسالک و الممالک ابن خرداذبه آمده است). امروزه همانگونه که در توضیحات بالا نیز بیان شد موقعیت جغرافیایی کرج مشخص گردیده است. بعد از کرج منزلی است بنام خرماباد یا خرمآباد که با توجه به فاصله هفت فرسخی یا تقریباً 42 کیلومتری با کرج امکان این که شهر خرم آباد فعلی با فاصله ی چند برابری مسافت ذکر شده، باشد نیست. در این میان روستایی تقریباً بین دو شهر شازند و گلپایگان، به خط مستقیم و به نام خرم آباد وجود دارد که مسافت ذکر شده در متون نیز با آن مطابقت میکند. بعد از خرماباد، ابقیسه قرار داشته که متأسفانه قابل مقایسه با روستاهای امروزی نیست ولی با توجه به موقعیت آن بایستی از در حوالی خمین امروزی باشد. در نهایت به جرباذقان رسیده و با عبور از آنجا وارد منزلگاهی به نام قنوران میشود که حدود 48 کیلومتر با جرباذقان فاصله دارد. با توجه به گفته های متون تاریخی و حتی سفرنامه های صفوی تا قاجار، اگر قرار بوده کاروانی از گلپایگان به اصفهان رود، چند مسیر بیشتر نداشته: 1- گلپایگان، کاشان، اصفهان 2- گلپایگان، روستای وانشان، روستای رحمت آباد، اصفهان 3- گلپایگان، خوانسار، اصفهان عبور از مسیر شماره یک به دلیل بعد مسافت بسیار بعید است، ولی از مسیر شماره دو و سه احتمال بسیار بیشتری می رود به ویژه مسیر شماره دو. متأسفانه منزلگاه های اشاره شده در متون تاریخی تا اصفهان مشابهتی با هیچ یک از شهرها یا روستاهای مسیر ندارند و تنها باید با توجه به مسافت آنها فرضیات و حدس هایی را متصور شد. با توجه به فاصله ی تقریبی 48 کیلومتری قنوران با گلپایگان و تطابق نسبی آن با خوانسار، این احتمال وجود دارد که قنوران نام گذشته ی خوانسار بوده باشد. البته لازم به ذکر است که 48 کیلومتر فاصله بدون احتساب مناطق تیدجان، قودجان، باباسلطان، هرستانه و حتی سنگ شیر است، زیرا در گذشته (حتی تا دوره قاجاریه)، خوانسار محدود به بخش مرکزی شهر تا حوالی امامزاده احمد می شده نه بیشتر، پس این فاصله تقریباً با موقعیت بیان شده تطابق دارد. با توجه به تمامی موارد بیان شده در مورد قدمت شهر خوانسار، بر اساس اسناد موجود دو فرضیه بیشتر قابل تصور نیست: 1- خوانسار قدمتی بیشتر از قرن 7-8 ه.ق ندارد. 2- خوانسار قدمتی بیش از این داشته ولی با نام دیگر که احتمالاً قنوران یا قنوان است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۹ساعت 23:49 توسط حسین صدیقیان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
حسین صدیقیان
1- دانشجوی مقطع کارشناسی باستان شناسی,دانشگاه تهران در فاصله سالهای 1382 تا 1386 2- دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد باستان شناسی,دانشگاه تهران در فاصله سالهای 1386 تا 1389 3- دانشجوی مقطع دکتری باستان شناسی دوران اسلامی دانشگاه تهران از سال 1390. پست الکترونیکی: Hossein.Sedighian@gmail.com |
| پیوندهای روزانه |
|
منابع کارشناسی ارشد و دکتری باستان شناسی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
باستان شناسی معماري متون تاريخي خوانساري ها آداب و رسوم هنر و صنايع دستي عمومی تاریخ |
|
RSS
|