![]() |
![]() |
|
| آثار فرهنگی مادّی و غیر مادّی بر جای مانده از گذشتۀ خوانسار |
|
برای ادیب خوانساری و سحر صدایش مرغی از اقصای ظلمت پر گرفت/ شب، چرایی گفت و خواب از سر گرفت مرغ، وایی کرد، پر بگشود و بست/ راهِ شب نشناخت، در ظلمت نشست من همان مرغم، به ظلمت باژگون/ نغمه اش وای، آب خوردش جوی خون دانه اش در دام تزویر فلک/ لانه بر گهوارۀ جنبانِ شک لانه می جنبد وز او ارکانِ مرغ/ ژیغ ژیغش می خراشد جانِ مرغ ای خدا گر شک نبودی در میان/ کی چنین تاریک بود این خاکدان؟ گر نه تن زندان تردید آمدی/ شب پر از فانوس خورشید آمدی من همان مرغم که وای آواز او/ سوز مأیوسان همه از ساز او او ز شب در وای و شب دلشاد از اوست/ شب، خوش از مرغی که در فریاد اوست گاه بالی می زند در قعر آن/ گاه وایی می کشد از سوز جان خود اگر شب سرخوش از وایش نبود/ لاجرم این بند بر پایش نبود وای اگر تابد به زندانبان ریش/ آفتاب عشقی از محبوس خویش من همان مرغم، نه افزونم نه کم/ قایقی سرگشته بر دریای غم گر امیدم پیش راند یک نفس/ روح دریایم کشاند باز پس گر امیدم وا نهد با خویشتن/ مدفن دریای بی پایان و، من! ور نه خود بازم نهد دریای پیر/ گو بیا، امید! و پارویی بگیر! خود نه از امید رَستم نی ز غم/ وین میان خویش دست و پایی می زنم من همان مرغم گه پر بگشود و بست/ ره ز شب نشناخت، در ظلمت نشست نه ش غم جان است و نه ش پروای نام/ می زند وایی به ظلمت، والسلام |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۳ساعت 22:17 توسط حسین صدیقیان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
حسین صدیقیان
1- دانشجوی مقطع کارشناسی باستان شناسی,دانشگاه تهران در فاصله سالهای 1382 تا 1386 2- دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد باستان شناسی,دانشگاه تهران در فاصله سالهای 1386 تا 1389 3- دانشجوی مقطع دکتری باستان شناسی دوران اسلامی دانشگاه تهران از سال 1390. پست الکترونیکی: Hossein.Sedighian@gmail.com |
| پیوندهای روزانه |
|
منابع کارشناسی ارشد و دکتری باستان شناسی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
باستان شناسی معماري متون تاريخي خوانساري ها آداب و رسوم هنر و صنايع دستي عمومی تاریخ |
|
RSS
|